غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

مقدمه 10

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

شرقى ، يعنى بين النهرين شرقى و عراق عجم و آشور برگزيد . شش سال بود كه به سبب جنگها و توالى حوادث ابن منصب در آن نواحى متروك شده بود . مجلسى كه او را بدين مقام منصوب كرد در نوزدهم كانون دوم [ ژانويه ] در شهر سيس پايتخت كيليكيا منعقد شد و جمعى كثير از اسقفان يعقوبى و حاتم [ هيتوم ] پادشاه ارمنستان و شاهزادگان و علماى آن ديار در آن شركت داشتند . نخستين كارى كه كرد آن بود كه نزد هولاكو ايلخان مغول رفت . هولاكو نيز او را سه منشور داد ، يكى به نام خودش و يكى به نام بطريرك و سوم براى اسقف يعقوبى قيصريه از كاپادوكيا . ابن العبرى در اين منصب منشأ خدمات زيادى شد تا آنجا كه ساكنان بطريركى سوريه و ارمنستان و كيليكيا بر او حسد بردند . ابن العبرى شصت سال عمر كرد . در شب سه شنبهء سىام ماه تموز [ ژوئيه ] سال 1286 م [ 685 ه . ق ] در شهر مراغه از توابع آذربايجان ديده از جهان فروبست . او اندكى پيش از آن از موصل به مراغه رفته بود . ابن العبرى مرد كار و كوشش بود . در همه عمر لحظه‌اى از مطالعه و تأليف باز نايستاد . بيش از سى كتاب به عربى و سريانى تأليف كرده است . [ 2 ] اين كتابها در مسائل لاهوت و شرح و تفسير كتب مذهبى و فلسفه و هيئت و طب و تاريخ و نحو و شعر و فكاهيات است . در باب كتاب تاريخ الدول او برادرش برصوما گويد چون زندگى او در نواحى نينوا به دشوارى كشيد از او خواستند به مراغه رود . در آنجا پاره‌اى از بزرگان از او خواستند تاريخى را كه به زبان سريانى نوشته است به عربى ترجمه كند . او نيز اين دعوت را بپذيرفت و به كار پرداخت و در مدت يك ماه آن را - جز صفحاتى چند - با انشايى فصيح ترجمه و تهذيب كرد . اين ترجمه در اواخر عمر او بود و مطالب بسيارى را ، بويژه دربارهء دو دولت اسلام و مغول و احوالات علما و اطبا ، كه در اصل

--> [ 2 ] سمعانى نام كتابهاى او را در جلد دوم مكتبة الشرقيه از صفحه 286 تا 321 آورده چهارده تاى آنها را معرفى كرده است . صالحانى .